

سوالات آسان به ذهن می آیند و جوابها به سختی. سوالها میمانند و جوابها اگر آیند زود می روند. راستی صبح ها این سوالات به سراغ شما هم می آید؟ آیا شبها جوابهایش را دوست دارید؟ اگر معلم باشید و یا اگر واقعی بگویم خالق باشید به جوابها چه نمره ای می دهید؟ راضی هستید از خودتان یا از خود راضی می خوابید و باز هم صبح مثل من با پررویی به افق ترین جای دنیا نگاه می کنید و باز هم سوال میپرسید از خودتان و شبها بی جواب به تاریکترین قسمت ذهنتان سفر می کنید ؟
روزی گفتم بی سوال باشم و بی خیال. اصلا با افق قهر کردم و چشم به خط اش ننداختم. به اولین کسی که قادر بود خوش ام کند و یا غم اندازد در دلم بدون سوال ذهن نگاه کردم. چه ابلهانه بود و چه بیخیالانه این حالم.چه حالی کرد قلبم و وجدانم. روز را ابلهانه گذراندم و شب را خواستم باز هم وارد تاریکی ذهنم شوم. ولی تاریکی ذهن را هر چه گشتم پیدا نکردم. همه چیز روشن بود . انگار تمام نگهبانهای ذهنم با نور ایستاده اند تا من را بررسی کنند. قدیمی ترها با مشعل و مدرن ها با چراغ قوه و پست مدرن ها با لیزر . همه جواب می خواستند از من . اولی پرسید: (( ابلهی حال میده . نه؟)) دومی گفت:(( من رو از افق محروم کردی کیف داد؟ )) سومی در حال که نور در چشمانم مینداخت با آه گفت:(( دردم گرفت امروز؟ بی سوالی خیلی درد داره ولی نمیذارم جواب ندی)) با اینکه صورتش را ندیدم ولی فکر کنم وجدانم بود. تازه فهمیدم هست.
بعد از امروز این رو هیچ وقت یادم نمیره:((وجدان مثل آپاندیس می مونه. هر وقت درد میگیره و جواب میخواد تازه میفهمیم هست.))
رسیدن به کمال
در نیویورک، بروکلین، مدرسه ای هست که مربوط به بچه های دارای ناتوانی ذهنی است. در ضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه بود، پدر یکی از این بچه ها نطقی کرد که هرگز برای شنوندگان آن فراموش نمی شود... او با گریه فریاد زد: کمال در بچه من "شایا" کجاست؟ هرچیزی که خدا می آفریند کامل است. اما بچه من نمی تونه چیزهایی رو بفهمه که بقیه بچه ها می تونند. بچه من نمی تونه چهره ها و چیزهایی رو که دیده مثل بقیه بچه ها بیاد بیاره.کمال خدا در مورد شایا کجاست ؟! افرادی که در جمع بودند شوکه و اندوهگین شدند ... پدر شایا ادامه داد: به اعتقاد من هنگامی که خدا بچه ای شبیه شایا را به دنیا می آورد، کمال اون بچه در روشی هست که دیگران با اون رفتار می کنند و سپس داستان زیر را درباره شایا گفت:
یک روز که شایا و پدرش در پارکی قدم می زدند تعدادی بچه را دید که بیسبال بازی می کردند. شایا پرسید : بابا به نظرت اونا منو بازی میدن...؟! پدر شایا می دونست که پسرش بازی بلد نیست و احتمالاً بچه ها اونو تو تیمشون نمی خوان، اما او فهمید که اگه پسرش برای بازی پذیرفته بشه، حس یکی بودن با اون بچه ها می کنه. پس به یکی از بچه ها نزدیک شد و پرسید : آیا شایا می تونه بازی کنه؟! اون بچه به هم تیمی هاش نگاه کرد که نظر آنها رو بخواهد ولی جوابی نگرفت و خودش گفت: ما 6 امتیاز عقب هستیم و بازی در راند 9 است. فکر می کنم اون بتونه در تیم ما باشه و ما تلاش می کنیم اونو در راند 9 بازی بدیم....
درنهایت تعجب، چوب بیسبال رو به شایا دادند! همه می دونستند که این غیر ممکنه زیرا شایا حتی بلد نیست که چطوری چوب رو بگیره! اما همینکه شایا برای زدن ضربه رفت ، توپ گیر چند قدمی نزدیک شد تا توپ رو خیلی اروم بیاندازه که شایا حداقل بتونه ضربه ارومی بزنه...اولین توپ که پرتاب شد، شایا ناشیانه زد و از دست داد! یکی از هم تیمی های شایا نزدیک شد و دوتایی چوب رو گرفتند و روبروی پرتاب کن ایستادند. توپگیر دوباره چند قدمی جلو آمد و اروم توپ رو انداخت. شایا و هم تیمیش ضربه آرومی زدند و توپ نزدیک توپگیر افتاد، توپگیر توپ رو برداشت و می تونست به اولین نفر تیمش بده و شایا باید بیرون می رفت و بازی تمام می شد...اما بجای اینکار، اون توپ رو جایی دور از نفر اول تیمش انداخت و همه داد زدند : شایا، برو به خط اول، برو به خط اول!!! تا به حال شایا به خط اول ندویده بود! شایا هیجان زده و با شوق خط عرضی رو با شتاب دوید. وقتی که شایا به خط اول رسید، بازیکنی که اونجا بود می تونست توپ رو جایی پرتاب کنه که امتیاز بگیره و شایا از زمین بره بیرون، ولی فهمید که چرا توپگیر توپ رو اونجا انداخته! توپ رو بلند اونور خط سوم پرت کرد و همه داد زدند : بدو به خط 2، بدو به خط 2 !!! شایا بسمت خط دوم دوید. دراین هنگام بقیه بچه ها در خط خانه هیجان زده و مشتاق حلقه زده بودند.. همینکه شایا به خط دوم رسید، همه داد زدند : برو به 3 !!! وقتی به 3 رسید، افراد هر دو تیم دنبالش دویدند و فریاد زدند: شایا، برو به خط خانه...! شایا به خط خانه دوید و همه 18 بازیکن شایا رو مثل یک قهرمان رو دوششان گرفتنند مانند اینکه اون یک ضربه خیلی عالی زده و کل تیم برنده شده باشه...
پدر شایا درحالیکه اشک در چشم هایش بود گفت:
اون 18 پسر به کمال رسیدند...
تورم از طريق محاسبه نرخ رشد شاخص قيمت ها طي يك دوره اندازه گيري مي شود. مثلاً اگر شاخص عمومي سطح قيمت ها در ابتداي سال 1000 و در آخر سال 1200 باشد، نرخ تورم در اين جامعه 20 درصد خواهد بود. نرخ تورم 20 درصد به اين معنا است كه قيمت ها به طور متوسط طي سال دو درصد افزايش داشته است. از اين رو ممكن است برخي از كالاها بيش از نرخ تورم و برخي ديگر كم تر از نرخ متوسط تورم طي دوره مذكور تغيير كرده باشند.
اقتصاددانان دلايل متفاوتي را براي افزايش قيمت ها مطرح كرده اند كه مهم ترين آن ها به شرح زير است:
الف) تورم ناشي از كشش تقاضا
تورمي كه دليل آن افزايش تقاضاي كلي باشد، به تورم ناشي از كشش يا فشار تقاضا معروف است. مثلاً سياست هاي پولي و مالي انبساطي باعث مي شود كه تقاضاي كل در اقتصاد افزايش يابد. بنابراين با فرض ثابت بودن عرضه كل،افزايش تقاضا منجر به تورم مي شود كه تورم ناشي از فشار تقاضا است.
ب) تورم ناشي از فشار هزينه
هر عاملي كه باعث افزايش هزينه هاي توليد شود منحني عرضه در اقتصاد را به سمت چپ انتقال مي دهد و باعث افزايش تورم مي شود و به آن تورم ناشي از فشار هزينه مي گويند; مثلاً افزايش حداقل دستمزد مي تواند باعث تورم ناشي از فشار هزينه در اقتصاد شود.
ج) تورم وارداتي
تورمي كه علت آن افزايش قيمت كالاهاي وارداتي باشد، به تورم وارداتي معروف است.
د) تورم بنيادي
يا نهادي يا ساختاري.
منظور از تورم ساختاري كه در كشورهاي در حال توسعه وجود دارد، تورمي است كه ناشي از ساختار خاص اقتصادي اين گونه كشورها است. اين تورم ناشي از كمبود و تنگناهاي امكانات حمل و نقل، تكنولوژي پيشرفته، نيروي انساني حاضر و يا وجود انحصارات، بوروكراسي اداري و عدم كارآيي سيستم دولتي است.
ه) تورم بخشي
تورم بخشي به اين معني است كه اگر در يك بخش اصلي اقتصاد، قيمت ها افزايش يابد، باعث افزايش قيمت در ساير بخش هاي اقتصادي مي شود. مثلاً افزايش قيمت انرژي و يا حمل ونقل، قيمت را در ساير بخش ها به دليل بالا رفتن هزينه توليد، بالا مي برد.
و) تورم رواني
به تورمي اطلاق مي شود كه علت آن انتظارات و نگراني هاي مردم، نسبت به آينده باشد. بدبيني نسبت به آينده موجب مي شود كه تقاضاكنندگان، تقاضاي خود را جلو بيندازند و بيش تر تقاضا كنند و عرضه كنندگان نيز، عرضه خود را به تعويق اندازند و كم تر عرضه كنند، در نتيجه تورم ايجاد مي شود و يا تورم موجود، شدت مي يابد.
ز) تورم پولي
به تورمي كه ناشي از افزايش حجم پول و نقدينگي در جامعه باشد اطلاق مي شود.

) تورم ركودي يا ركود تورمي
اگر منحني عرضه كل به سمت چپ انتقال يابد، همزمان قيمت ها افزايش و توليد كاهش مي يابد. به عبارت ديگرتورم و ركوداقتصادي همزمان به وجود مي آيد، به چنين وضعيتي، وضعيت تورم ركودي اطلاق مي شود.تورم ناشي از فشار هزينه منجر به تورم ركودي مي شود. افزايش تقاضا هرچند تورم ايجاد مي كند ولي در صورتي كه منحني عرضه كل صعودي باشد، به افزايش توليد نيز منجر مي شود، ولي كاهش عرضه به تورم و كاهش توليد منجر مي شود.
تورم آثار متفاوت و متضادي را بر تقسيمات مالي و بازار سرمايه دارد كه برخي از مهم ترين آن ها در زير آمده است:
1- آثار تورم بر توليد
تورم موجب كاهش سطح توليد و از اين رو درآمد شركت ها مي گردد. زيرا تورم قدرت خريد واقعي بيش تر جمعيت را كاهش مي دهد و از اين رو سپرده گذاري و سرمايه گذاري كاهش مي يابد.
همچنين مردم براي حفظ قدرت خريد خود اقدام به بورس بازي روي زمين، طلا و كالاها مي كنند كه خود گرايش به توليد را كاهش مي دهد.
2- آثار تورم بر توزيع درآمدها
تورم قدرت خريد افراد با درآمد ثابت را به افرادي كه درآمدشان رشد بيش تري از نرخ تورم دارد انتقال مي دهد. همچنين تورم موجب انتقال ثروت از بستانكاران به بدهكاران خواهد شد و از اين رو به نابرابري هاي اقتصادي دامن مي زند. نابرابري اقتصادي يا به قول برخي فقدان عدالت اقتصادي با ضريب جيني اندازه گيري مي شود. از آن جا كه شركت ها بر مبناي بهاي تمام شده، دارايي ها خود را مستهلك مي كنند نه ارزش جاري و جايگزيني، سود آن ها صوري بوده و با پرداخت ماليات و سود سهام براساس سود غيرواقعي، سرمايه شركت ها فرسايش مي يابد. از اين رو در بلندمدت شركت ها با ناتواني نقدينگي و ورشكستگي روبه رو مي شوند. سقوط قيمت شركت هاي بورسي در سال 1375 ريشه در چنين مساله اي داشت.
3- آثار تورم بر نرخ بهره
نرخ بهره بدون ريسك شامل نرخ بهره واقعي و صرف تورم است. صرف تورم بخشي از نرخ بهره است كه در اثر تورم، نرخ بهره را افزايش مي دهد. از اين رو افزايش نرخ تورم باعث افزايش نرخ بهره بدون، ريسك و كاملاً افزايش هزينه سرمايه شركت هاي بورسي مي شود. بنابراين تورم از طريق هزينه سرمايه به شركت ها منتقل مي شود و موجب كاهش سودآوري شركت ها مي شود.
4- آثار تورم بر مصرف
در دوران تورم شديد خريد و فروش غيرمنطقي مي شود. اولاً افراد جامعه بدون توجه به نيازهاي خود و تنها براي نگه داشت قدرت خريد اقدام به خريد و مصرف مي كنند. ثانياً كالاها را به هر قيمتي خريداري مي كنند. از اين رو در شرايط تورمي، منابع محدود به طور بهينه تخصيص نمي يابد و خريدار مصرف كالاهاي لوكس و تجملي افزايش مي يابد. اين مساله باعث افزايش قيمت مواد اوليه و همچنين محصولات شركت ها مي شود.
5- آثار تورم بر سرمايه گذاري شركت ها
تورم موجب بي اعتباري برنامه ريزي و بودجه بندي بلندمدت شركت ها مي شود. زيرا هزينه ها و درآمدهاي پيش بيني شده غالباً تفاوت فاحشي با عملكرد خواهند داشت. بنابراين شركت ناتوان در برنامه ريزي و تعيين هدف خواهد شد و به روزمرگي دچار مي شود. همچنين بي برنامگي موجب معوق ماندن پروژه ها و طرح ها خواهد شد. از اين رو شركت ها همچون افراد به سمت سرمايه گذاري هاي زودبازده تجاري و دلالي گرايش مي يابند.
این هم نمونه ای از بازاریابی اجتماعی

1. رئوس کلي يک طرح تجاري
اغلب انتظار مي رود يک طرح تجاري، حاوي اطلاعاتي درخصوص شرکت، محصول و خدمات بازار، تيم مديريت، استراتژي کسب و کار، جزئيات اجرايي و تجزيه و تحليلهاي مالي باشد. آنچه مهم است، ارائه شفاف و صادقانه اطلاعات فوق است. ترتيب و شکل ارائه آن هم از اهميت کمتري برخوردار است. يک طرح تجاري عموما موارد زير را دربردارد:
1 – خلاصه اجرايي (شامل ماموريت، اهداف و موفقيتهاي کليدي شرکت): اين بخش در جلب توجه خواننده بسيار حائزاهميت است. پس بايد در تهيه آن دقت لازم به کار گرفته شود تا بسيار جذاب باشد. خلاصه اجرايي معمولا 1 و حداکثر 2 صفحه است. هرچند که اين بخش، اولين بخش يک طرح تجاري است، اما توصيه مي شود اين بخش پس از تدوين تمام جزئيات تهيه شود. به اين منظور ابتدا نکات اصلي طرح را برگزينيد، هماهنگي نسبي بين آنها برقرار سازيد سپس آنها را خلاصه کنيد
2 – تشريح شرکت (شامل: تعريف شخصيت حقوقي شرکت، تاريخچه – براي شرکتهايي که فعالند – و يا طرحريزي اوليه – براي شرکتهاي تازه تأسيس – توانمنديها و داراييهاي شرکت): اين بخش از طرح درواقع مانند تدارک صحنه و صحنهآرايي در تئاتر است و در شکل گيري ذهن خواننده طرح و درک بهتر موضوع، بسيار موثر است.
3 – محصول يا خدمات (شامل: تشريح محصول يا خدمات، مزيتهاي رقابتي، تکنولوژي ساخت، منابع، محصول يا خدمات آينده): گاه مخاطبان درباره حرفه و تجارت شما هيچ اطلاعاتي ندارند و يا بدتر، ممکن است تصور کنند که دارند، اما کاملا در اشتباه باشند. پس بايد خواننده را آگاه کنيد و اطلاعات مهم را بسرعت دراختيار او بگذاريد. به خاطر داشته باشيد اگر محصول يا خدمات شما منحصر به فرد است، اين مطلب را بيان کنيد. با ذکر جزئيات توضيح دهيد که چرا نسبت به رقبا برتري داريد. برتري امتيازي است که بايد آن را فرياد بزنيد، پس اين کار را بکنيد
. 4– تجزيه و تحليل بازار (شامل تشريح بازار هدف، نيازها، گرايشها و رشد بازار، کانالهاي توزيع، الگوهاي رقابت و خريد، رقباي اصلي و شرکاي صنعت): در طرح تجاري بايد محيطي که شرکت در آن به فعاليت مشغول است، تشريح شود و در اين تشريح بايد مشتري، نيازها، محل و راههاي رسيدن به مشتري بدرستي تعريف شود. علاوه بر اين موارد، گاهي ممکن است مقررات و نظارتهاي کيفي خارجي خاصي درمورد محصول يا خدمات اعمال شود، در اين صورت اين موارد در اين بخش توضيح داده خواهدشد.
5– استراتژي و جزئيات اجرايي آن: در اين بخش به تشريح موارد زير پرداخته مي شود:
- هرم استراتژي (بيان استراتژي، تاکتيک ها و برنامه ها)
- ارزشهاي سازماني
- توانايي رقابت و کسب برتري
- استراتژي بازاريابي (استراتژيهاي قيمت گذاري و پيشبرد فروش، کانالهاي توزيع و برنامه هاي بازاريابي)
- استراتژي فروش (پيش بيني فروش، جدولهاي زماني فروش)
- شرکاي مهم
- زمانهاي بررسي و بازنگري
6– تيم مديريت: ساختار سازماني، تيم مديريت و سوابق اعضاي کليدي آن و استراتژي نيروي انساني در اين بخش تشريح مي شود. تحقيقات نشان مي دهد که مهمترين عامل ازنظر سرمايه گذاران در ارزيابي هر پيشنهاد، گروه مديران است. در طرحهاي جلب حمايت مالي، بهتر است در ضميمه اي، سابقه شغلي جامعتر هريک از مديران اصلي ارائه شود. اين بخش مي تواند شامل: جزئيات تحصيلات و اطلاعات مربوط به مسئوليتها و دستاوردهاي افراد در سمتهاي پيشين باشد.
7 – طرح ريزي مالي: فرضهاي مهم (مانند نرخ بهره، وضعيت ماليات و...) شاخصهاي مالي کليدي (نرخ بازگشت سرمايه و...) تجزيه و تحليل نقطه سربر، پيش بيني شود و زيان، پيش بيني جريان نقدينگي، نسبتهاي تجاري و طرحريزي بلندمدت، در اين بخش از طرحهاي تجاري ارائه مي شود.
ترتيب صحيح يا غلطي براي ارائه اين گزارشها وجود ندارد، اما بهتر است ابتدا عملکرد تجاري مشخص شود. سپس ترازنامه و در آخر گردش وجوه نقدي ارائه شود. پيش بيني ها نيز بايد مانند حسابهاي گذشته تنظيم شود تا هر نوع پيشرفتي قابل رؤيت باشد. بهتر است در متن اصلي زياد به جزئيات حسابها پرداخته نشود و اين جزئيات در ضميمه بيان شود.
8 – پيشنهاد (درخواست): افراد اغلب، انرژي بسياري را صرف نوشتن طرح تجاري ميکنند. اما پيشنهاد (درخواست) خود را عنوان نمي کنند. در طرح بايد با وضوح کامل، بيان شود که از مخاطبان چه مي خواهيد. پيشنهاد را به گونه اي مطرح نکنيد که گويي مخاطب بايد جواب بدهد و جاي بحث هم ندارد. در اين صورت پاسخ بله يا خير خواهدبود، درحالي که شايد زمينه مذاکره وجود داشته باشد. پيشنهاد (درخواست) خود را در خلاصه ابتداي طرح نيز بيان کنيد. اطمينان حاصل کنيد که خواننده قطعا از خواسته شما درهمان صفحه اول مطلع مي شود.
نکاتي براي موفقيت طرح تجاري
براي اينکه طرح، موثر واقع شود بايد توجه کنيد که مي خواهيد چه پاسخي را از چه کسي دريافت کنيد، آنگاه براي حصول آن تلاش کنيد. براي مثال اگر واقعا سعي داريد که طرح خود را به فروش برسانيد، آن را به سند جلب حمايت مالي تبديل نکنيد. به مخاطبان خود بينديشيد: آنان چه کساني هستند؟ در طرح تجاري دنبال چه چيزي هستند؟ چه زباني برايشان مفهوم است؟ اگر مخاطبان شما سرمايه گذارانند، بايد اطلاعات مالي بيشتري ارائه دهيد. اگر با کارمندان خود سخن مي گوييد، بايد آنان را از خواسته هاي کاري خود مطلع سازيد و در آنان اشتياق کافي براي برآوردن اهداف به وجود آوريد. اطلاعاتي در اختيار مخاطب خود بگذاريد که به آنها نياز دارد و اگر دقيقا نمي دانيد که طرح شما را چه کساني مي خوانند، سعي کنيد پاسخگوي تمام مخاطبان باشيد.
از بکاربردن اصطلاحات تخصصي، علائم اختصاري و... تاحد ممکن خودداري کنيد. معمولا دريافت کننده اول طرح، مديران مالي هستند که احتمال دارد با اصطلاحات فني آشنايي زيادي نداشته باشند و اصطلاحات براي آنان گيجکننده و ناخوشايند باشد. از زبان ساده استفاده کنيد و مفاهيمي را که ممکن است براي افراد غيرحرفه اي نامفهوم باشد، به خصوص هنگامي که با اداره هاي دولتي و يا ناظران سروکار داريد.
به طرح خود به ديده داستان ماجراجويانه اي بنگريد نه نقد ادبي. تاحد امکان براي اينکه بگوييد چه خواهيد کرد و چه موقع وارد عمل خواهيد شد، به جاي توصيف کردن، کلمات جنبشي بکار ببريد. توصيف، برخي موارد لازم است، اما فراموش نکنيد که رعايت اختصار و بکاربردن کلماتي که عمل و فعاليت را القا مي کنند، تاثيرگذاري طرح را بيشتر مي کند.
نکته آخر اينکه اين نوشتار، يک دستورالعمل نيست. سازمانها، با يکديگر فرق دارند. درنتيجه طرحهاي تجاري نيز متفاوت خواهندبود. با اين وجود، برخي مسائل اوليه ضروري، (موارد هشتگانه) براي نوشتن يک طرح تجاري خوب، لازم است.
منبع اصلی مورد استفاده اینجانب: ماهنامه تدبير-سال17-شماره 178(مجيد کريم زاده)
منابع استفاده شده در مقاله چاپ شده در تدبیر :
1-علي خوش دهان، «طرح تجاري»، انتشارات کيفيت بهره وري آسيا، چاپ دوم، 1384، تهران
2– گروه مترجمان، «نوشتن طرح تجاري در 30 دقيقه»، برايان فينچ، انتشارات نگاه فردا، چاپ سوم، 1380، تهران
3 – TIM BERRY, "DESIGN YOUR PLAN TO FIT YOUR BUSINESS", BLPLANS.COM, JUNE 2004.
4 – TIM BERRY, "A STANDARD BUSINESS PLAN OUTLINE", BLPLANS.COM, 2004.

این مطلب، نوشته ای کوتاه و در عین حال جذاب است.. بخوانید و سرخوش گردید. مطالبی است که دالایی لاما برای سال 2008 افاده کرده است. خواندن و اندیشیدن در آن بیشتر از یکی دو دقیقه وقت نمی گیرد.
1ـ به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجند.
2ـ وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.
3ـ این سه میم را از همواره دنبال کن:
3ـ1ـ محبت و احترام به خود را
3ـ2ـ محبت به همگان را
3ـ3ـ و مسئولیت پذیری در برابر کارهایی که کرده ای
4ـ به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می جویی گاه یک شانس بزرگ است.
5ـاگر می خواهی قواعد بازی را عوض کنی اول قواعد را بیاموز.
6ـ به خاطر یک مشاجرۀ کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.
7ـ وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده ای، گامهایی را پیاپی برای رفت آن خطا بردار.
8ـبخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.
9ـ چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را به سادگی در برابر آنها واننه.
10ـ به خاطر داشته باش گاه سکوت بهترین پاسخ است.
11ـ شرافتمندانه بزی؛ که هر گاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی...
12ـ زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است..
13ـ در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می کنی و از او گلایه داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایه های قدیم نگیر.
14ـ دانش خود را با دیگران در میان گذار... این تنها راه جاودانگی است.
15ـ با دنیا و زندگی زمینی بر سر مهر باش.
16ـ سالی یک بار جایی برو که تا کنون هرگز نرفته ای.
17ـ بدان که بهترین ارتباط آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.
18ـ وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه را از دست داده ای که چنین را به دست آورده ای.
19ـدر عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

كساني خوشبخت هستند كه فكر و انديشه شان بسوي چيزي غير از خوشبختي خودشان است.
(استوارت ميل)
قسمت اول

چکيده: حقيقت اين است که در زندگي ما، بادها خواهند وزيد، باران خواهد باريد و رودخانه ها طغيان خواهند کرد و ما نميتوانيم ز آمدنشان جلو گيري کنيم. تنها مي توانيم براي آمدنشان مهيا شويم. يکي از دلايل اصلي موفقيت افراد اين است که آنچه را که آرزو مي کنند، عينا در تصوراتشان ايجاد ميکنند. آينده اي را که امروز تجسم مي کنيم دست نيافتني نيست، اگر بدانيم که مي خواهيم چگونه به آن برسيم. به راستي که در عصر تغييرات بايد مسئول سرنوشت خويش باشيم. گاهي تغييرات شبيه به ظرافت ارتعاش هوا بر اثر حرکت بالهاي يک پروانه است، اما بر فعاليت يک شرکت، يک کشور و يا حتي سراسر جهان تاثير شگرفي دارد.
امروزه مديران اکثر شرکتهاي ايراني به تفکر دررابطه با حل مشکلات موجود مشغولند، درصورتي که ديروز ميتوانستند با صرف اندکي وقت و هزينه و با انديشه بهتري از بروز مشکلات جلوگيري کنند. اگر خواهان استفاده بيشتر از فرصتها و پذيرش ريسک کمتري باشيم، لازم است که تغييرات را بهتر درک کنيم. کساني که علت و سمت و سوي تغييرات را مي فهمند، براي رسيدن به مقصود، انرژي کمتري مصرف مي کنند و بهتر مي توانند از اين تغييرات در فعاليتهايشان بهره برداري کنند و به جاي آن که در مقابل آن واکنش نشان دهند، آن را به خدمت ميگيرند. مديران شرکتها بايستي آينده شرکت خود را تجسم کنند. (حداقل اهداف کوتاه مدت و بلندمدت تجاري خود را تعيين کنند) سپس به چگونگي رسيدن به اين آينده بينديشند. ترسيم خطوط چگونگي رسيدن به آينده تجاري تعيين شده شرکت و مراحل آن موضوع اين نوشتار است.
تعريف طرح تجاري :
طرح تجاري عبارت است از برنامه ريزي براي کليه اموري که در يک تجارت ضروري به نظر مي رسد اموري مانند: تخصيص منابع، تمرکز بر روي نقاط کليدي، کسب آمادگي براي برخورد با تهديدها و بهره برداري از فرصتها.
طرح تجاري درواقع، راهنماي مسير، براي عملکرد تجاري و اندازه گيري ميزان پيشرفت در طول مسير رسيدن به اهداف است. علاوه بر اين مي توان از طرح تجاري به عنوان يک ابزار ارتباطي براي انتقال اطلاعات به طيف وسيعي از افراد مانند سرمايه گذاران، شرکاي تجاري آينده، کارکنان و مديران، نيز استفاده کرد.
بسياري از مردم فکر مي کنند که طرح تجاري فقط براي شروع يک کسب و کار جديد کاربرد دارد. اگرچه تهيه طرح در ابتداي کسب و کار بسيار ضروري و حياتي است، اما طرح تجاري کاربردهاي ديگري نيز دارد که عمدهترين آنها به شرح زير است:
- کسب موافقت براي فعاليتهاي برنامه ريزي شده (در 12، 24 و... ماه آتي) از مراجع ذيصلاح (مانند هيئت مديره)
- فراهم کردن سرمايه از بانکها و ساير سرمايه گذاران
- کمک به فروش يا ارزش گذاري کار
- اخذ تاييد ناظران يا مسئولان اعطاي کمکهاي دولتي و...
محتواي يک طرح تجاري:
هدف تهيه طرح تجاري و مخاطبان آن، بيشترين تاثير را بر روي محتواي طرح خواهند داشت. به عنوان مثال اگر مخاطبان طرح، سرمايه گذاران هستند، اطلاعات مالي و تشکيل تيم مديريت از اهميت ويژهاي برخوردار مي شود و اگر روي صحبت با مدير بازاريابي يک شرکت تجاري بالقوه است، بايد وقت بيشتري به توضيح همياري در بازار اختصاص يابد. اما اگر طرح براي مقاصد داخلي (داخل شرکت) تهيه مي شود و مخاطب آن کارکنان شرکت هستند، بايد آنان را از خواسته هاي کاري مطلع سازد و در آنها اشتياق کافي براي برآوردنشان به وجود آورد.
هنر جنگاوری

| درباره کتاب | |
|
| |
| :فهرست مطالب | |
مقدمه ی ناشر مقدمه مترجم فارسی مقدمه مترجم انگلیسی فصل اول: تدابیر و محاسبات مقدماتی فصل دوم: شروع پیکار فصل سوم: استراتژی حمله فصل چهارم: رویه ی جنگی فصل پنجم: انرژی فصل ششم: ضعف و قدرت فصل هفتم: عملیات فصل هشتم: متغیرهای نه گانه فصل نهم: تحرکات نظامی فصل دهم: انواع مختلف میدان ها فصل یازدهم: انواع نه گانه میدان ها فصل دوازدهم: حمله از راه دور با آتش فصل سیزدهم: استفاده از مأموران مخفی نویسنده این کتاب “سان تزو” ست، یک تئوریسین متعلق به چین باستان،بخشی از مقدمه کتاب بسیار خواندنی است که در ادامه تقدیم دوستان می شود: وقتی به بزرگان قرون قبل از میلاد مسیح (ع ) نظر می افکنیم کمتر ممکن است در چین و در کنار نام پرآوازه ی کنفوسیوس، به نام فاتحی از شهری گمنام در چین بربخوریم که نظر ما را به خود جلب کند. فردی که در چین باستان در حدود ۲۶۰۰ سال پیش فتوحات زیادی انجام داد و در بستر تاریخ آرمید. در غرب تا دوران انقلاب کبیر فرانسه کسی جز پدر آمیوت فرانسوی به او توجه نکرد. با وجود این جملات وی در فرهنگ های کشورهایی نظیر ژاپن و چین رواج به سزایی یافت. تا آنجا که یکی از جملات وی از ارزش های بنیادین ژاپن مدرن شد : ” بالاترین درجه از هنر جنگ آوری، در غلبه بدون جنگ بر دشمن است.” اندیشه های وی در جنگ های جهانی اول و دوم نقش کلیدی ایفا کرد و با علوم نوین مدیریتی آمیخته شد. زیرا همان طور که می دانید زادگاه اکثر علوم مدیریتی از قبیل آمار و احتمال، علوم استراتژیک، حمل و نقل و … نیز در همین دوران می باشد. به طوری که می توان گفت اندیشه های سان تزو و نیکولو ماکیاولی، علاوه بر تاثیر در علوم نظامی و سیاسی، در شکل گیری و تکامل علوم مدیریت و رهبری نیز نقشی سترگ داشته است. کتاب ” هنر جنگ آوری ” دربردارنده کلیه آرای سان تزو در جنگ استراتژی های جنگی مشتمل بر ۱۳ فصل است. هنری کسینجر سیاستمدار آمریکایی اشاره می کند که این کتاب سال های زیادی است که موضوع اصلی دروس نظامی ارتش آمریکاست. این کتاب بنابر گزارش سایت amazon پرفروش ترین اثر از کشور چین در جهان است. بیل گیتس مدیر عامل شرکت مایکروسافت جزو اولین افراد در تجارت نوین بود که به اندیشه های سان تزو توجه جدی پیدا کرد. وی به نقل از سان تزو در جایی می نویسد: ” رهبر باید تفکر مردم را در محدوده و امتداد تفکر خود قرار دهد.” این فرمانده چینی به ما می گوید: ” به طرح ها و استراتژی های دشمن حمله کنید و نه به خود دشمن.” بخش ششم کتاب کسب و کار بر بال اندیشه نوشته ی بیل گیتس با دو جمله از سان تزو شروع می شود: ” سرعت جوهره ی جنگ است.” و ” واکنش سریع، تعیین کننده ی مرگ یا زندگی است.” امیدوارم کافی باشه. اگر بیشتر علاقمند هستید باید کتاب ” هنر جنگ آوری ” یا ” The Art Of War نوشته سان تزو و ترجمه علی کردستی، انتشارات فرا رو تهیه کنید.شاد، سلامت و پاینده باشید |

ببخشيد شما ثروتمنديد ؟
هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد:«ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين»
كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود. گفتم: «بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.»
آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد:«ببخشين خانم!شما پولدارين ؟ »
نگاهى به روكش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: «من اوه... نه!»
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره.»
آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همه اينها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.
ماريون دولن
مشتریان خود را زجر دهید- استیفن براون

خبرگزاري فارس: تجزيه و تحليل مديريت دولتي در اقتصاد علت انتخاب خانم الينور اوستروم و آقاي اوليور ويليامسون به عنوان برندگان نوبل اقتصاد 2009 اعلام شد.



